-
بانوی شعر سیمین بهبهانی
یکشنبه 8 خردادماه سال 1384 23:27
دست و روزنامه... سیمین بهبهانی چشم نغزبین شگرفم قهر کرده با در و دیوار در نگاه نافذ ژرفم چاه ویل گشته پدیدار در به روی پاشنه چرخان ناله می کند به گمانم پا به کوچه می نهم اما کوچه آه می کشد انگار می روم خموش و پریشان در هراس از این که بیفتم پیش روزنامه فروشی نیست چشم و هست خریدار می خرم، که چی؟ که زمانی دیگری برام...
-
رجل
یکشنبه 8 خردادماه سال 1384 22:46
اتفاق تازه ای نیست جز حکم حکومتی وناز کرشمه مشارکت وسازمان ،وحدیث کهنه سفره مردم این دیار وافزایش 12 درصد از سهم بالای 50 دلار نفت به دست مزد وترغیب به سوی صندوق رای ودر هر خانه ای جوانان لقمه های شرم بیکاری،وفصل تابستان جوانی جوانان و اندوه پدر در غم نداری و روشنفکران میکروفن آزاد ونقد حکو مت می خواهند و تازه بدوران...
-
نظم جامعه
یکشنبه 8 خردادماه سال 1384 22:42
………بعد حکومت ملی مر حوم پیشه وری و قلع وقم عوامل آن به دست حکومت گران مرکز ،باز مانده ای از گروه هنری و تاتر شهر تبریز مردی بود (حاجی زاده نام)مستمند وبی کس وآواره خیابان های سرد شهر وقهوه خانه ها .که گهگاه با طنز های خود مردم را حرفی داشت.وهر از چند گاهی مورد غضب حکومت گران. روزی فرماندار نظام شاهی حاجی زاده را به...
-
سد معبر
یکشنبه 8 خردادماه سال 1384 22:40
دختر جوان در لابه لای کیف دستی اش به دنبال صد تومنی میگشت که به پسرک فال حافظی بدهد و دوستش به سختی شعری را زمزمه می کرد .... خرم آن روز از این منزل ویران بروم.... صدای لگد مامور سد معبر به پیت بساط پسرک حواسم را پرت کرد. دختران جوان با ترس عجین شده در هیاهوی پیاده رو گم شدند وپرنده در قفس با همه تک بیتی های حافظ در...
-
یادی از صمد آآ
یکشنبه 8 خردادماه سال 1384 22:34
در سال های چهل جوانکی در محله چرنداب خیابان شاه سابق تبریز شب های را سحر می کرد.بی ان که کنجگاوی اهالی محل را و حتی پاسبان سر پست را به خود و اندیشه قصه هایش راه دهد به روز می کرد و صبح گاهان در سر کلاس بچه های دبستانی زندگی دارا وآذر را دور میز صبهانه با دندان های تمیز مسواک کرده وحوله وصابون زده تشریح می کرد. چه قدر...