خواب شمس

من نیازم بک شب است ؛ ای  خواب آیی بر تنم ؟

راحت شوم ؛ آنی زه درد پیکرم

در نزد من صورت جمیل  کین  هست جمل .

فریاد ها دارد دلم ؛ نا گفته ها را کی زنم

من خود کجا ترسیده ام 

از گزمه و دور از کسان بیت حزن ؛

از دیده ها پنهان منم   ؛چون عذر آن زخم عرب ؛ در درگه موسی نبی

آمد طبیب عاشقان ؛گفتا نی از ظن ما 

درد ات همی از شمس خود

ای ناقل شیرین ادا ؛ باز آی بر نزدم نشین

دستی به زن بر در چنان ؛ تا آیدش جانم به لب 

گویم که این  شمس هست خود ؛ جانی بگیرد پیکرم

 اسگوئی حسن


15 -2- 93

بعد اصلاح

بیر باخین ؛ گئلیر شمس ین صدای سی بند -بند نی کیمی
مکتب مولای روم تیکمیش مکانی ؛ گدمه سین اغیار ایله .
عومری بیهوده نه ساندی ؟ سایر افراد ایله ؛
وار نباتی دئن خبر ؛ قویماین گئد سین ؛" آهو بچّه دی " شیطان ایله ؛
مکتبی ترک ائله میش شیخ و مغنّی ؛ بی خبر اولموش مرید 
کیم کی ترک ائدی مقامی ؛ همدم اولدی ؛ نار ایله .
"هر گئجه یاتسام گلئر او سرو ناز فریاد مه ؟ " بیهوده ائدیم کندیمه ؛
چاره سیز قالمیش ؛ وجودوم نییلئیم 
خیالیمدئن گئچیر ؛ سانکی وصف ساغر و باده دیر ؛ پیمان ایله
ای مسلمان لار شمس ه سیز لئر قید ائدین اولماسین هر یار ایله
عذر تقصیردیر بو مکتوب ؛ آه ایله
آه مظلومی نه ساندین ؟ کیم سه لئر ؛ کور قالیب بغداد ایله
اسگوئی - حسن

صرف و نحو

مرحوم دکتر ذهتابی ؛خیلی قبل تر ها ماهیّت ادبیات و نیاز جامعه زمانه ما را شناخت و برای زبان تورکی به صورت علمی گرامر ( صرف و نحو ) نوشت که بعد انقلاب دوستاران و علاقه مندان بی نصیب از مایه های غنی و علمی ادبی او نباشند و هم کتاب دو جلدی عظیم او در باره " تورکان آسیا " .در مقایسه ؛ محمود کاشغری زمانه ما شد که برای خود اعراب لغات الترکی نوشت و هدیه خلیفه زمان کرد . اگر دکتر خانلری مرحوم را؛ دولت های پهلوی با حقوق و معاش و دفتر و دستک برای زبان فارسی گرامر نویس کردند و 50 سال هزینه چاپ های مکرر او را دادند و الحق هم از عهده کار برآمد ؛ دکتر ذهتابی مرحوم را خدا برای ما داد که صرف و نحو نویسد بی همتا در مقایسه با سایرین بدون اخذ حق التحریر و ادعای هر گونه تعریف و تکریم . در مجلس ترحیم اش عزیزی گفت : ای مدعیان زبان مادری هنوز هم کتاب تاریخ ترکان او در گنج قفسه های کتاب فروشی ها خاک می خورند این هزاران نفر اگر یکی یک جلد ابتیاع می کردید به چاپ دهم می رسید ؛ولی بعد ها رسید و تمام تورک لوق ها نیاز به دانستن را حس کردند و دیگر مارا از نژاد مغول ندانستند که زبان مغولی خود قصّه ای دیگر هست 
در هر خانه تورک زبان باید این دو اثر باشد که هر از چندی برای زیبا نویسی و صحیح نویسی مراجع کنند به صورت یک منبع لایزال ادبی . چاپ های مکرر این کتاب نشان از علاقه یشتر دانش پژو هان زبان مادری ماست .حیف هست در همین صفحات فیس که کمک درس زبان ما شده گاهی ندانسته در هر کامنتی چند غلط دستوری و لغوی داشته باشیم .