یادی از عزیز نسین و رضا همراه

خدا رحمتش کند ؛ عزیز نسین را می گویم تمام دوران زندگی ادبی اش با سه کودتای نظامی راست ها گذشت ؛در ایران مخصوصا تبریز چندین آثاری از ایشان را مرحوم صمد بهرنگی و سایرین ترجمه کردند . امّا مترجم اصلی اش آقای "رضا همراه "بود . اصلیت شاید همدانی .قلم شیوای داشت و کتاب های جیبی نوشته خود را گاهی با نام ترجمه و یا از اصل اؤژنال به چاپ می رساند و ظاهرا کارمند وزارت کشور ؛چون در چند شهری فرمانداری کرد در پهلوی دوم . یاد و خاطره هر سه گرامی باد .در مرند وقتی فرماندار بود . تنها با چند کتاب از این دوعزیز ؛شوق و ذوق ادبیات در روح من بهانه شد؛ که تا حال به دوش می کشم . ترجمه های " چاخان " و"پخمه "و "آقای زبوک زاده" بی داد می کرد . چه می دانستیم بعد ها در امتداد زندگی مان آن قدر زبوک زاده ها خواهم دید آن سرش ناپیدا .
گاهی رئیس حزبی می شد و گاهی مقام دولتی و نهایت وکیل در مجلس . جوانانی که از این نوع رومان های کوچک نخوانده اند بخوانند و بشناسند چاخان ها و زبوک زاده ها را

روز پدر

اری بود برای کمک هزینه اولاد تازه اش .
له له می زد برای ماهی هزار تومن اضافه حقوق و کارمنده اصرار داشت فردا بیاید که ماه از نصفه گذشته . و مادر به یاد اش می آورد اولین خانم معلمه ای را که چقدر تکیده و استخوانی بود که انگاری او هم از کم خونی در عذاب بود .
همه چیز داشت به خوبی خوشی می رفت که این بیماری لعنتی استخوان های پسرش را در هم پیچید ؛دیگر بچه دار نشدند ؛ دکتر گفته بود باقی هم مثل اولین اولادشان خواهد بود ؛ چون ارثی هست همه چیز ؛
مادر زیر لب زمزمه کرده بود " مثل نداری هایمان ".
...حالا هی روز مادر را جشن بگیرید و هم روز پدر را ؛ اگر شد حتی والنتایم ها را .هزاران خانواده منتظر اولیا ی دولت اند و خیلی هایشان اولیای باورانده خودشان .
آخر عاقبت این بچه نو جوان های استخوان در هم پیچیده و تکیده در گوشه منزل چه خواهد شد .
دلم برای دست های پینه بسته پدر ؛تنگ شده که سرم را توی دست هایش بگذارم و زار بگریم . و قسم اش دهم که پدر من سعی خودم را کردم ولی نشد .وقتی مثل آن دو داداش هام که پیش ات آمدند من هم می ام و همه چیز را برایت می گویم

شمس ایچون

بیر باخین ؛ گئلیر شمس ین صدای سی بند -بند نی کیمی
مکتب مولای روم تیکمیش مکانی ؛ گدمه سین اغیار ایله .
عومری بیهوده نه ساندی ؟ سایر افراد ایله ؛
وار نباتی دئن خبر ؛ قویماین گئد سین ؛" آهو بچّه دی " صنعان ایله ؛
مکتبی ترک ائله میش شیخ و مغنّی ؛ بی خبر اولموش مرید لئر
کیم کی ترک ائدی مقامی ؛ همدم اولدی لار نار ایله .
"هر گئجه یاتسام گلئر او سرو ناز فریاد مه ؟ " بیهوده لاف دیر کندیمه ؛
چاره سیز قالمیش ؛ وجودوم نییلئیم 
خیالیمدئن گئچیر ؛ سانکی وصف ساغر و باده دی پیمان ایله
ای مسلمان لار شمس ه سیز لئر قید ائدین اولماسین هر یار ایله
عذر تقصیردی بو مکتوب آه ایله
آه مظلومی نه ساندین ؟ کیم سه لئر ؛ کور قالیب بغداد ایله
اسگوئی - حسن