از می عشق اگرچه بی خبرند
راه جانان به جان همی سپرند
از شراب الست مستانند
تا ابد جمله می پرستانند
از می شوق دوست مست شد ند
همه در پای عشق پست شدند
دلم این مستی از الست آورد
این طلب زان هوا به دست آورد
آرزو مند آن نظر ماییم
روز شب اندرین تمناییم
التماس دعا جوان
حسینین نوحه سین کافر یازاندا رسول مصطفی پیغمبر آغلار
و زمانی که نوحه حسین را دلریشی اگرچه کافر هم بود می نویسد - رسول خدا هم گریه می کند .سعه صدر حسین است که به هر زبانی به خواهی و به خوانی ُ در حصار قشری به خصوص نیست ُ عشق یعنی همین
ریشی درون جامه داشتم و شیخ ار آن هر روز بپرسیدی که چون است و نپرسیدی کجاست از آن احتراز می کند. که ذکر همه عضو روا نباشد و خردمندان گفته اند هر که سخن نسنجد از جوابش برنجد.
تا نیک ندانی که سخن عین صوابست باید که بگفتن دهن از هم نگشائی
گر راست سخن گوئی ودر بند بمانی به زانکه دروغت دهد از بند رهائی